امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرموده است: غافل‌ترین و ناآگاه‌ترین مردم کسی است که به دگرگونی و حال به حال شدن دنیا پند نگیرد. سفینه البحار، جلد 2، صفحه 146، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش.*** قرار دادن اسناد متقن و جهت دهنده در فضای مجازی به بسیاری از محققان و نویسندگان کمک شایانی خواهد کرد. مقام معظم رهبری در دیدار با کارکنان مرکز اسناد انقلاب اسلامی مورخه 1390/1/31.

روزشمار اسنادی


مخالفت حضرت امام خمینی(ره) با لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی و پس از آن انقلاب شاه و مردم سبب شد که علما و روحانیون سراسر کشور از مواضع ایشان حمایت کنند. در سند زیر که به سال 1342 باز می‌گردد در این مورد آمده است: «روحانیون طراز اول درصدد هستند علماء و روحانیون درجه 2 تهران و شهرستان‌ها را به پشتیبانی از آیت‌الله خمینی تشویق و نامه‌هایی به امضاء برسانند مبنی بر اینکه مخالفت آیت‌الله خمینی مورد تایید تمام آنها می‌باشد.»



دستگیری «آیت‌الله شهید سیدعبدالحسین دستغیب» در سال 1343 و واکنش‌ روحانیون به این اقدام موضوع اولین سند امروز می‌باشد. بر اساس این سند پس از دستگیری آیت‌الله دستغیب عده‌ای از روحانیون در منزل مرحوم آیت‌الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی اجتماع و خواستار آزادی ایشان شده‌اند. در بخشی از این سند آمده است: «در شهر (شیراز) تسلط کامل برقرار و جای هیچ گونه نگرانی نیست ولی برای پیشگیری از هر نوع پیش‌آمدی کمیسیون امنیت تصمیم گرفت در صورت لزوم حکومت نظامی اعلام نماید...» امنیتی شدن شهر شیراز نشان از جایگاه ویژه‌ی آیت‌الله شهید دستغیب و دیگر روحانیون بزرگوار این منطقه در میان مردم دارد.



سند زیر پاسخ «تیمسار مقدم»، قائم مقام ساواک، به سند قبلی درباره‌ی ایجاد حکومت نظامی در شهر شیراز است. در این سند به وضوح می‌توان دید که رژیم پهلوی قدرت مردم و روحانیون را دست کم گرفته است؛ چرا که تهدید و دستگیری را عامل کنترل اعتراضات دانسته است.


 عبدالعظیم ولیان مردی بود با شخصیت و ادبیات ویژه؛ در اسنادی که از ساواک درباره وی بر جای مانده، می‌توان وی را مردی فحاش، بد دهن و خشن توصیف کرد. این اسناد همچنین مفاسد اخلاقی و اداری وی را نیز گواهی می‌دهند. وی با چنین روحیاتی، مناصب مهمی چون وزارت، استانداری و تولیت آستان قدس رضوی و دریافت نشان‌های دولتی را تجربه کرد و این امر به دلیل روی دیگر شخصیت او یعنی سرسپردگی بود.
در کتاب رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک(5)، عبدالعظیم ولیان، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1379، اسناد متعددی درباره اقدامات و فعالیت‌های ولیان منتشر شده است که با مطالعه آنها می‌توان خطوط کلی شخصیت وی را ترسیم کرد. در این کتاب اسناد متعددی از شکایات مردمی نسبت به رفتارها و اقدامات ظالمانه ولیان چه به هنگام وزارت و چه به هنگام استانداری وجود دارد. سند شماره 9244/ﻫ3، تاریخ 54/2/3 (همان، ص 324-323) اعتراض و شکایت حاجی حسن اسدزاده مجاور بقال و دو فرزندش نسبت به اقدامات عبدالعظیم ولیان (استاندار خراسان و نایب‌التولیه آستان قدس رضوی) را روایت کرده است. حاجی حسن اسدزاده و فرزندانش صاحبان هتل سینا و هتل تقدیس بودند و ملک آنها در محدوده طرح نوسازی اطراف حرم قرار داشت. معترضین با «مشاجره لفظی» عبدالعظیم ولیان روبرو شدند و با تنظیم صورت جلسه‌ای ایشان را به اتهام اهانت به مقامات مملکتی بازداشت کردند. در پرونده‌ سازی سعی شد این اعتراضات به تحرکات سازمان یافته مخالفین نسبت داده شود. در انتهای این سند که به خط «تیمسار نصیری» رئیس ساواک است، می‌خوانیم: «ساواک دقیقاً تحقیق نماید که با حمایت و تحریک چه کسانی جرئت کرده‌اند این طور جسارت نمایند. این کار در مشهد سابقه دارد. مالکین سابق یا کسانی که از آستانه بهره‌مند می‌شدند و اکنون نفع نمی‌برند ممکن است محرک باشند در زمان استاندار اسبق پاکروان و اسدی به نظر این کارها شده بود، دقت و توجه نمائید جنجال برپا نشود . مراقب تحریکات باشید و قبلاً جلوگیری نمایید.» در نامه دایره اطلاعات ژاندارمری به ساواک بخشی از رفتار و منش ولیان در همین زمان (دوره استانداری خراسان و نایب‌التولیتی آستان قدس رضوی) تشریح شده است که عبارت است از
طرز برخورد ناشایست، ایجاد ناراحتی برای مردم، برخورد عصبی و خشن، غرور و خودخواهی.
در ادامه آمده است:
در مورد کارهای آستان قدس رضوی به‌ ویژه خراب کردن اطراف حرم مطهر حضرت رضا(ع)با رعایت اصول صحیح نیست. می‌توان بدون این که ایجاد بدبینی در بین کسبه شود با راضی نگه‌ داشتن مردم، عمل خراب کردن انجام پذیرد. (سند شماره 3/64/02/501 تاریخ 54/4/3، همان، ص 329-328) اما ماجرای بازداشت حاجی حسن اسدزاده و فرزندانش به سادگی تمام نشد و هیئتی از تهران برای تحقیق در این‌باره به مشهد فرستاده شد که نحوه کار این هیئت و نتیجه تحقیقات آن در صفحات 339-330 (همان کتاب) آمده است.



 سند زیر از کتاب شماره 15 از مجموعه رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، هوشنگ نهاوندی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، چاپ اول، 1383، صفحه 325، انتخاب شده است. این سند حاوی اطلاعات جالبی به‌ ویژه درباره فضای سیاسی ایران در سال 1353 است. این گزارش به فعالیت‌های هوشنگ نهاوندی در تشکیل گروه اندیشمندان و شایعه ارتقای آن به یک حزب و مکتب سیاسی اشاره دارد. نکته مهم این گزارش اشاره به سیطره حزب ایران نوین بر فضای سیاسی کشور است. رهبران این حزب مدعی مقام «پاسداری انقلاب سفید» بودند. با این حال گروه اندیشمندان که فضای دانشگاهی بر آن غالب بود نیز خود را مدعی چنین رسالتی می‌دانست. در چنین فضایی، سخنرانی محمدرضا شاه در اسفند 1353 و اعلام تشکیل حزب فراگیر رستاخیز معنا پیدا می‌کند. حزب جدید که ابتدا رستاخیز ملی ایران و سپس رستاخیز ملت ایران خوانده می‌شد، وظیفه داشت از انقلاب شاه و ملت پاسداری و نیروهای لازم برای پیشبرد اهداف آن را تربیت کند. با تشکیل حزب رستاخیز، به ادعاهای رهبران حزب ایران نوین پایان داده شد و هوشنگ نهاوندی به عنوان عضو هیئت اجرائی موقت حزب رستاخیز و عضو دفتر سیاسی این حزب (1353-1357) به فعالیت پرداخت. (نک: همان، ص 415) در حالی‌ که دو جناح پیشرو و جناح سازنده به ظاهر در رقابت با هم بودند در خرداد 1357 خبر می‌رسید که هوشنگ نهاوندی قصد ایجاد جناح سوم متشکل از دانشگاهیان و برخی اعضای جبهه ملی را دارد. (سند شماره 20/55709ﻫ21، تاریخ 1357/3/25).
در 30 خرداد 1357، روزنامه گلف دیلی‌نیوز بحرین نیز به قدرت گرفتن نهاوندی در حزب رستاخیز در مقام رهبر هسته مرکزی حزب اشاره کرد. گویی نهاوندی در دوره فعالیت دو حزب ایران نوین و مردم و دوره فعالیت حزب رستاخیز، در نقش نیروی سوم ظاهر می‌شد! 



تقویم تاریخ

کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌ها

       
@historydocuments
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.